الملا فتح الله الكاشاني

24

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

نفعى يعنى نه سودى به خود مىتوانند رسانيد و نه زيان از خود بازميتوانند داشت و اين ضد الوهيت است چه خداى ضار و نافع است وَ لا يَمْلِكُونَ و نه مىتوانند آن الهه باطله و قادر نيستند مَوْتاً بر ميرانيدن كسى وَ لا حَياةً و نه بر زنده كردن كسى اولا و نه بر ابقاى حياة وَ لا نُشُوراً و نه بر بعث و جز او حشر او ثانيا و احياء و اماتت و بعث لازم خداست پس هر كه اين صفات مذكوره از او مسلوب باشد خداى را نشاند بعد از آن از تكذيب مشركان خبر ميدهد وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه نگرويدند إِنْ هَذا نيست اين فرقان كه محمد بما آورده إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ مگر دروغى كه بر بافته است آن را از خود وَ أَعانَهُ و يارى داده‌اند او را عَلَيْهِ بر ساختن آن دروغ قَوْمٌ آخَرُونَ گروه ديگر چون جبر غلام عامر و يسار و يا فكيهه رومى با جمعى ديگر از يهود يعنى اخبار سابقه بر وى خوانند و او بعبارت عربى بر ما القاء مىكند و تفصيل اين درايهء و ما يعلمه بشر مذكور است فَقَدْ جاؤُ پس بتحقيق كه مشركان آمده‌اند يعنى كرده‌اند ظُلْماً ستم و تعدى از حق چه كلام معجز نظام بر بافته بشر ميدانند وَ زُوراً و بهتان چه نسبت افترا و بر بافتن قرآن به كسى ميدهند كه وى از اين بريست وَ قالُوا و ديگر گفتند كه آن كلام أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ افسانه‌هاى پيشينيان است كه در كتابها نوشته‌اند اكْتَتَبَها نوشته است محمد يعنى فرا گرفته است آن را از كتب مقدمة براى خود و يا نويسنده چه خود نميتوانند نوشت فَهِيَ تُمْلى پس آن نوشتها عَلَيْهِ املا كرده مىشود بر او بُكْرَةً وَ أَصِيلًا در بامداد و شبانگاه يعنى در دو طرف روز يا در شب و روز آيتها بر او ميخوانند تا ياد ميگيرد چه خود نميتواند خواند بر ما ميخواند كه وحى است قُلْ بگو اى محمد در رد سخن ايشان أَنْزَلَهُ الَّذِي فرو فرستاده است قرآن را آنكس كه بلا شبهه يَعْلَمُ السِّرَّ ميداند هر پوشيده را فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ در آسمانها و زمينها به اين دليل كه كلاميست مشتمل بر اخبار از مغيبات و علم غيب خاصهء خداست و ديگر همهء فصحا و بلغا از آوردن آن عاجزاند پس اگر از نزد ملك علام نباشد پس چگونه اساطير الاولين باشد إِنَّهُ بدرستيكه او سبحانه كانَ غَفُوراً هست آمرزنده كه پردهء كرم بر جرايم بندگان مىپوشد رَحِيماً مهربان كه در عقوبة عاصيان تعجيل نميفرمايد بر آنچه ميگويند با وجود قدرت او بر آن استحقاق شما بنزول عذاب وَ قالُوا و گفتند صناديد قريش چون ابو جهل و عتبه و اميه و عاص و اتباع ايشان بر سبيل تهكم